خانواده منخانواده من، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

✳♈❋ خانــواده من ❋♈✳

عاااااااااااالیم تا وقتی که بتونم حال همه رو عااااااااااالی کنم.^_^

خنده باران --- کودکان بخوانند

1393/1/6 3:43
نویسنده : خاله ی مهربون
829 بازدید
اشتراک گذاری

*به غضنفر می گن: اگه سردت بشه چه کار می کنی؟ می گه: می رم نزدیک بخاری. می گن: اگه خیلی سردت بشه چی؟ می گه: به بخاری می چسبم. می گن : اگه خیلی خیلی خیلی سردت بشه چی؟ می گه: خوب معلومه ، بخاری رو روشن می کنم.!!

خنده باران --- کودکان بخوانند

*غضنفر به دوستش می گه: می دونستی آب سه تا جن داره؟ دوستش: نه اسمش چیه؟ غضنفر : یکی اکسی جن و دو تا هیدرو جن.!!

 

*غضنفر از دوستش  پرسید: تو کجا بدنیا اومدی؟ می گه: تو بیمارستان. غضنفر می گه: وای ، مگه مریض بودی؟

 

*یک نفر که تازه رانندگی یاد گرفته بود به تعمیرگاهی رفت و گفت:" آقا لطفاً ببینید این ماشین چه اشکالی دارد که مدام به در و دیوار می خورد؟"

 

*یک نفر می خواست کبریتی سوخته را روشن کند هر چه کبریت را می زد، روشن نمی شد. دوستش می گوید:" شاید کبریت خراب است." جواب می دهد:" نه بابا، همین 5 دقیقه پیش روشن شد!

 

*مردی با دو تا خیار در دست می رود داخل یک مغازه و می گوید:"آقا خیار شور دارید؟" فروشنده می گوید:" بله." مرد می گوید:"پس بی زحمت این دو تا خیار را هم بشویید!"

 

 

*پسری از مادرش می پرسد:"مادرجان! توی این شیشه روغن مو بود؟" مادر با خونسردی جواب می دهد:" نه چسب مایع بود." پسر با وحشت می گوید:" حالا فهمیدم چرا هر کاری می کنم نمی توانم کلاهم را از سرم بردارم!

 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)