شعر پدر بزرگ
با صورتي مهربون
نشسته روي ايوون
از گل ياس و پونه
پدر بزرگ ميخونه

مي گه براي زري
قصه ديو و پري
قصه سنجاب و ماه
قورباغه توي چاه
حرفاش هميشه حرفه
موهاش برنگ برفه
با اون لباي خندون
دوستش دارم فراوون
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



شعر پدر بزرگ
