مهمانان ویژه خدا
مهمانی رفتن همیشه خوبه، اما یه مهمانی که از بقیه مهمانی ها خیلی بهتره اون هم مهمانی خدا، ماه رمضان. دوستان گلم ، شاید شما جزء روزه اولی ها باشید یا اینکه امسال چندمین سالی باشه که مهمان این ماه شدید، شاید هم از اون دسته از کوچولوهایی هستید که با روزه کله گنجشگی با مامان و بابا همراه شدید. نماز روزه هاتون قبول ...
اولین روزهی کله گنجشگی
مامان سفره ی سحر رو پهن کرد.بعد هم بابا و هدی روبیدار کرد تا سحری بخورن. هدی کوچولو که تو اتاقش خواب بود با صدای بقیه از خواب بیدار شد، اومد دید مامان و بابا به همراه برادرش سعید کناره سفره نشستن و دارن غذا می خورن. هدی خیلی تعجب کرد و گفت: شما چرا الان دارین غذا می خورین، مگه صبح شده؟ بابا که از حرف هدی خنده اش گرفته بود هدی رو نشوند کنارش و گفت: دختر گلم از امروز ماه رمضان شروع شده. تو این ماه بزرگترها روزه می گیرن و از اذان صبح تا اذان مغرب چیزی نمیخورن بخاطر همین سحر قبل از اذان صبح سحری میخورن، ما هم داریم سحری میخوریم. هدی دوست داشت مثل برادرش سعید روزه بگیره، به مامان گفت: پس من هم سحری میخورم تا با شما روزه بگیر...
ماه رمضان، ماه خدا
ماه رمضان شروع شده بود. روز اول ماه رمضان بود. صبح که نیما از خواب بیدار شد دید که مامان داره صبحانه آماده می کنه اما خودش چیزی نخورد و فقط به نیما صبحانه داد. نیما فکر کرد که شاید مامان زودتر صبحانه اش رو خورده اما مامان روزه بود. یکم که گذشت نیما از مامان پرسید: مامان جون چرا امروز با من صبحانه نمی خوری؟ مامان به نیما گفت: پسرم از امروز ماه رمضان شروع شده. ماه رمضان ماهی است که همه مسلمان ها در اون روزه می گیرن. نیما پرسید: روزه یعنی چی؟ مامان گفت: خدا به بنده هاش دستور داه که در طول روز یعنی از وقتی اذان صبح گفته میشه تا غروب آقتاب یعنی اذان مغرب چند ساعتی رو نباید چیزی بخورن. و تو این مدت بیشتر مراقب کارهایی که ان...
سحری
سحر شده دوباره چشمای من بیداره تو آسمون می بینم یه عالمه ستاره مامان تو سفره چیده غذای خوبی حالا کنار هم می شینیم من و مامان و بابا ما سحری می خوریم با نام و یاد خدا انشالا که قبوله روزه ی ما بچه ها ...
عروسک شیطون
مامان روزه است و احتیاج داره مدتی بخوابه. اما مینا دلش می خواد یک عالمه حرف بزنه. صد تا سوال داره. دویست تا جوک خنده دار بلده. خلاصه همین الان هزار تا کار مهم مهم با مامان داره . اما مامان طفلکی روزه است. خوابش می یاد. مامان می خوابه مینا هی صدا می زنه مامان .... مامان .... مامان .... مامان ... مامان هر دفعه چشماشو به سختی باز می کنه و جواب می ده. اما ... ای کاش مینا هم مثل مامان استراحت می کرد. یا اینکه می رفت نقاشی می کشید. یا ای کاش مینا می رفت تلویزیون تماشا می کرد. تازه می تونست بره با اسباب بازیهاش بازی کند. ولی مینا ...
بهار قرآن، رمضان
بهار قرآن رمضان عطر دل و جان رمضان بزرگترا روزه دارن سحرها از خواب بیدارن از صبح تا شب بی آب و نون روزه دارن با دل و جون شب كه میشه وقت اذون می خوریم با هم افطاریمون روزه مایهی سلامت هست بهترین عبادت آی بچه ها اما خدا روزه نخواسته از شما باید بازم بزرگ بشید رشد كنید و قد بكشید وقتی شدی بزرگتر روزه بگیر گل پسر (گل دختر) حالا كه تو كوچیكی روزه بگیر گنجیشكی ...









