× المثل

✳♈❋ خانــواده من ❋♈✳

.×.×.×.×.پرپروک يعنی پروانــــــــه.×.×.×.×.

پست ثابت

+ بازدید :
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 شهريور 1396ساعت 4:36 توسط خاله ی مهربون

فوت كوزه گري

استاد كوزه گري بود كه خيلي با تجربه بود و كوزه هاي لعابي كه مي ساخت خيلي مشتري داشت .

شاگردي نزد وي كار مي كرد كه زرنگ بود و استاد به او علاقه داشت و تمام تجربه هاي كاري خود را به او ياد داد .

 فوت كوزه گري


ادامه مطلب
× المثل + بازدید : 469
+ نوشته شده در شنبه 20 ارديبهشت 1393ساعت 14:47 توسط خاله ی مهربون |

بين همه پيامبرها جرجيس انتخاب كرده

روزي روباه  ، خروسي را گرفت و دويد تا او را در يك جاي امن بخورد .

خروس كه جان خود را در خطر ديد سعي كرد كه حقه اي به روباه بزند تا او دهانش را باز كند و از دست او فرار كند بنابراين  به او گفت : اگر مرا ول كني در حق تو دعاي خير مي كنم .

 بين همه پيامبرها جرجيس انتخاب كرده


ادامه مطلب
× المثل + بازدید : 421
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 فروردين 1393ساعت 21:36 توسط خاله ی مهربون |

يك خشت هم بگذار در ديك

عروس خودپسندي ، آشپزي بلد نبود و نزد مادرشوهرش زندگي مي كرد . مادرشوهر پخت و پز را بعهده داشت . يك روز مادرشوهر مريض شد و از قضا آن روز مهمان داشتند . عروس مي خواست پلو بپزد ولي بلد نبود ، پيش خودش فكر كرد اگر از كسي نپرسد پلويش خراب مي شود و اگر از مادرشوهرش بپرسد آبرويش مي رود و او را سرزنش مي كند .

يك خشت هم بگذار در ديك


ادامه مطلب
× المثل + بازدید : 464
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 فروردين 1393ساعت 1:25 توسط خاله ی مهربون |

از اين ستون به آن ستون فرج است

مردي به شهري مسافرت كرد و غريب بود . اتفاقا همان شب فردي به قتل ميرسد . نگهبانان مرد غريب را نزديك محل قتل دستگير مي كنند . و او را نزد قاضي مي برند . و چون مرد ناشناس نتوانست بي گناهي خود را ثابت كند ،‌ قاضي دستور اعدام صادر كرد

از اين ستون به آن ستون فرج است

ادامه مطلب
× المثل + بازدید : 504
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند 1392ساعت 23:26 توسط خاله ی مهربون |

آستين نو ، بخور پلو

روزي ملا نصرالدين به يك مهماني رفت و لباس كهنه اي به تن داشت . صاحبخانه با داد و فرياد او را از خانه بيرون كرد .

آستين نو ، بخور پلو


ادامه مطلب
× المثل + بازدید : 621
+ نوشته شده در جمعه 13 دی 1392ساعت 19:54 توسط خاله ی مهربون |

ضرب‌المثل‌های مشترک فارسی، عربی و انگلیسی

لابه‌لای تعداد بی‌شماری از ضرب‌المثل‌های کشورمان برخی ضرب‌المثل‌ها وجود دارد که بین زبان ما با زبان‌های دیگر از جمله عربی و انگلیسی مشترک هستند. 
 
در بیان علت پیدایش ضرب‌المثل‌ مشترک میان زبان‌های مختلف باید بگوییم​ ضرب‌المثل‌، نتیجه تجارب توده‌های انسانی است که نسل به نسل و سینه به سینه و در بستر تاریخ بشری شکل گرفته است. از این رو، با توجه به این پویایی، ضرب‌المثل‌ها حد و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد تا به آن پایه که رنگ جهانی به خود می‌گیر د. از میان ضرب‌المثل‌هایی که در سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی اشتراک معنایی دارند، به مورد زیر اشاره می‌کنیم: 


ادامه مطلب
× المثل + بازدید : 525
+ نوشته شده در دوشنبه 4 آذر 1392ساعت 11:58 توسط اهورا |

كفگير به ته ديك خورده

براي پختن پلو بمقدار زياد از قابلمه هاي بزرگي به نام ديگ استفاده مي كنند. و از قاشق هاي بزرگي بنام كفگير براي هم زدن و كشيدن پلو استفاده مي شود .

در زمانهاي قديم كه مردم نذر مي كردند و غذا مي پختن ، مردم براي گرفتن غذاي نذري صف مي كشيدند . از آنجا كه جنس كفگيرها فلزي بود وقتي به ديك مي خورد صدا مي داد

كفگير به ته ديك خورده


ادامه مطلب
× المثل + بازدید : 496
+ نوشته شده در دوشنبه 20 آبان 1392ساعت 11:28 توسط اهورا |

باد آورده را باد مي بره

در زمان سلطنت خسرو پرويز بين ايران و روم جنگ شد و در اين جنگ ايرانيها پيروز شدند و قسطنطنيه كه پايتخت روم بود بمحاصره ي ارتش ايران در آمد و سقوط آن نزديك شد .


ادامه مطلب
× المثل + بازدید : 557
+ نوشته شده در پنجشنبه 21 شهريور 1392ساعت 18:41 توسط خاله ی مهربون |

شتر ديدي ، نديدي

مردي در صحرا بدنبال شترش مي گشت تا اينكه به پسر با هوشي برخورد . سراغ شتر را از او گرفت . پسر گفت : شترت يك چشمش كور بود؟ مرد گفت: بله . پسر پرسيد : آيا يك طرف بار شيرين و طرف ديگرش ترش بود ؟ مرد گفت : بله . حالا بگو شتر كجاست ؟‌پسر گفت من شتري نديدم .


ادامه مطلب
× المثل + بازدید : 458
+ نوشته شده در پنجشنبه 21 شهريور 1392ساعت 18:39 توسط خاله ی مهربون |

ما پوستين ول كرديم ، پوستين ما رو ول نمي كنه

سيلابي از كوهستان جاري شده بود و از رودخانه مي گذشت . مرد بي نوائي از آنجا عبور مي كرد ، چيزي در آب شناور ديد و فكر كرد خيك يا پوستيني در آب شناور است


ادامه مطلب
× المثل + بازدید : 565
+ نوشته شده در جمعه 12 آبان 1391ساعت 15:19 توسط خاله ی مهربون |

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد